سيريل لويد الگود ( مترجم : محسن جاويدان )

21

طب در دوره صفويه ( فارسى )

يكى از بهترين كتب مربوط به اين مبحث توسط مولف ناشناسى نوشته و به برهان نظام شاه كه بين سالهاى 914 تا 929 در احمد نقر حكومت مىكرد اهداء شده است . اسم كتاب اصلا سته ضروريه است و مولف پس از مقدمهء كتاب مشروحا به توصيف ضرورت اول كه هوا باشد مىپردازد و دامنهء اين بحث به تاثير آب و هوا و زمين كشيده مىشود . ضرورت دوم اغذيه و اشربه است كه مولف طى آن راجع به زمان صرف غذا و مقدار آن و ميزان شراب و استعمال الكل گفتگو مىكند . ضرورت سوم تحرك و استراحت بدنى است ، ضرورت چهارم خواب و ضرورت پنجم اضطراب و راحتى فكر است و مؤلف ضمن آن شرح مىدهد چگونه حال انسان به او كمك مىكند و يا صدمه مىزند و نتيجه مىگيرد كه هرآنچه كه موجب شادى مىگردد بايد تقويت و از آنچه كه موجب غم و غصه است بايد برحذر بود زيرا موجب پيدايش سردى و خشكى در مغز و بالنتيجه انقباض آن مىگردد . ضرورت ششم يا آخرين ضرورت هم جذب و دفع است كه مؤلف با دستاويز قرار دادن آن طبق معمول به بحث در اطراف آميزش جنسى پرداخته و به برخى قوانين كلى بهداشت و سلامتى مىرسد . يكى ديگر از كتبى كه در اين زمينه نوشته شده است كتابى است بقلم يوسف بن محمد بن يوسف هروى كه منظوم است و راجع به آن در يكى از فصول آينده گفتگوى بيشترى خواهيم داشت . اسم اين كتاب نيز سته ضروريه مىباشد و در سال 941 تاليف شده است ، به غير از اين دو كتاب ، كتب متعدد ديگرى نيز در اين باب وجود دارد . براى فراگيرى تمام اين مطالب ، كه بالمال بسيار مفصل بودند ، دو رساله وجود داشت كه دانشجويان رشته پزشكى به ميزانى وسيع از آن‌ها استفاده مىكردند . يكى از اين دو كتاب قانون فى الطب ابو على سينا بود كه به احتمال قوى معروف‌ترين كتاب طبى است كه تا به حال در دنيا برشته تحرير درآمده است . اين كتاب در حدود سال 390 به عربى نوشته شده ، اما از آنجا كه اكثر دانشجويان طب در دورهء صفويه آن‌قدر به زبان عربى آشنا نبودند كه بتوانند از متن اصلى آن استفاده كنند ، تفاسير زيادى از آن به زبان فارسى نوشته و در اختيار اين دانشجويان قرار داده شده بود . كتاب رايج دوم ذخيره خوارزمشاهى بود كه در سال 528 توسط سيد اسمعيل جرجانى تاليف و به خوارزمشاه هديه شده است . همانطور كه خوانندگان ملاحظه كردند من كتاب حاضر را با ذكر شرح حال اين پزشك عاليقدر شروع كرده‌ام . كتاب ذخيرهء خوارزمشاهى جز از اين نظر كه به زبان فارسى تحرير شده است فرق زيادى با قانون ابن سينا ندارد . در حقيقت ، بايد گفت كه جرجانى گاهى اوقات عين جملات ابن سينا را به فارسى در كتاب خود آورده است . هر دو كتاب بر يك منوال تدوين گرديده‌اند . بخش اول هر دو كتاب راجع به فيزيولوژى و آناتومى انسان به ميزانى كه در آن ايام مىدانستند ، مىباشد و سپس مطالب اصلى كتاب كه دربارهء بيمارىهاى قسمت‌هاى مختلف بدن هستند شروع شده و سپس چند صفحه‌اى هم به مامائى و بيمارىهاى زنان اختصاص يافته است . هر دو كتاب با اختصاص فصل بزرگى به داروسازى خاتمه پيدا مىكنند .